از تو سیوای تلگرامم دارم دوباره گوش میدم!
+ یه غریبه دنیامو ریخته بهم
یکی که اسمشو هم نمیدونم
دلتو برد و حسودی میکنم
چرا اون تونست و من نمیتونم؟!...
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
رفتیم بعد یه سال و هشت ماه رفع دلتنگی کردیم برگشتیم!
پ.ن: تو مبتلا به درمانی
و من دچار بیماری
کنار تخت می خوابم
مگر هوا که بند آمد
نفس کشیدنت باشم...
پ.ن2: عشق آدم هرجا باشه یادش آرزو میسازه...
پ.ن3: وسط این همه کابوس
یادش ارومت نکرده
آرزو کن اگه شاده
دیگه هیچوقت برنگرده...
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
" زندگی ما همیشه یک چیزی کم دارد،یک چیزی شبیه دوست داشتن
شاملو آیدا را! "
چقدر راست میگه
چقدر راست میگه
چقدر راست میگه
چقدر کم داره...
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
" تا تو سرگرم روزگاری از نفس بی تو می هراسم... "
میدونی چی برام نوشت!؟ نوشت:
" من سرگرم توم...تو... "
دیگه هیچوقت هیچکس همچین عاشقانه ای بهم نگفت!
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
چون دوران وبلاگ نویسی بهترین دوران زندگی مون بود!
خلاصه دوران خوش آن بود که با دوست به سر شد!
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی
" دست باران بگیرم بهش بگم کجایی!؟... "
برچسب:
نویسنده: ساناز رحیمی